ترجمه "immit" به فارسی

تزریق کردن, تو اوردن, داخل کردن بهترین ترجمه های "immit" به فارسی هستند.

immit verb دستور زبان

(obsolete, rare) To send in, put in, insert, inject or infuse [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزریق کردن

  • تو اوردن

  • داخل کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " immit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "immit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه