ترجمه "immolator" به فارسی
کشنده, قربانی کننده بهترین ترجمه های "immolator" به فارسی هستند.
immolator
noun
دستور زبان
One who offers in sacrifice. [..]
-
کشنده
-
قربانی کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immolator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "immolator" با ترجمه به فارسی
-
(بویژه جلوی همگان) خودکشی · جان فدایی · جانبازی · خودسوزی · خودقربانی · هاراکیری · هاراکیری، خودکشی بخاطر هدفی یا دراه کس و پیز و آرمانی · پیش مرگی
-
(به خاطر نذر و غیره) سر بریدن · (هدف سیاسی یا اجتماعی و غیره) فدا کردن · فنا کردن · قربانی کردن · نابود کردن · کشتن
-
برخی · ذبح · فدا · فدا سازی · قربانی · کشتار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن