ترجمه "immortalization" به فارسی
بقا, اعطای نام یا شهرت جاودانی, جاوید سازی بهترین ترجمه های "immortalization" به فارسی هستند.
immortalization
noun
دستور زبان
The act of immortalizing, or state of being immortalized. [..]
-
بقا
That is not something they possess from birth, as if a so-called immortal soul were breathed into them.
پولُس رسول میگوید: «فانی به بقا آراسته گردد.»
-
اعطای نام یا شهرت جاودانی
-
جاوید سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immortalization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "immortalization" با ترجمه به فارسی
-
گارد جاویدان
-
ابدی کردن · انوشه کردن · جاودانه کردن · جاوید نام کردن · جاوید کردن · شهرت ابدی دادن به · فناناپذیر کردن · نامیر کردن
-
ابدیت · بقا · بی زوالی · جاویدانی · فناناپذیری · نامیرایی
-
اعتقاد به ماندگاری روح
-
بسیار · بطور باقی · بطور فنا ناپذیر · تا جاودان · تا جاویدان · همیشه
-
(جمع) خدایان یونان و روم باستان · ابدی · امرداد · جاودان · جاودانی · جاوید · جاوید نام · جاویدان · خدا · دارای شهرت ابدی · فنا ناپذیر · لایزال · مرگ ناپذیر · موجود جاوید · نا اسپر · نامیرا · همیشگی · پایا · پاینده · پرآوازه · پردوام
-
فناناپذیری دیجیتال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن