ترجمه "immortalize" به فارسی
ابدی کردن, انوشه کردن, جاودانه کردن بهترین ترجمه های "immortalize" به فارسی هستند.
immortalize
verb
دستور زبان
(American) Alternative spelling of immortalise. [..]
-
ابدی کردن
-
انوشه کردن
-
جاودانه کردن
Apparently, I made you immortal.
ظاهرا تو رو جاودانه کردم.
-
ترجمه های کمتر
- جاوید نام کردن
- جاوید کردن
- شهرت ابدی دادن به
- فناناپذیر کردن
- نامیر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immortalize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "immortalize" با ترجمه به فارسی
-
گارد جاویدان
-
ابدیت · بقا · بی زوالی · جاویدانی · فناناپذیری · نامیرایی
-
اعتقاد به ماندگاری روح
-
بسیار · بطور باقی · بطور فنا ناپذیر · تا جاودان · تا جاویدان · همیشه
-
اعطای نام یا شهرت جاودانی · بقا · جاوید سازی
-
(جمع) خدایان یونان و روم باستان · ابدی · امرداد · جاودان · جاودانی · جاوید · جاوید نام · جاویدان · خدا · دارای شهرت ابدی · فنا ناپذیر · لایزال · مرگ ناپذیر · موجود جاوید · نا اسپر · نامیرا · همیشگی · پایا · پاینده · پرآوازه · پردوام
-
فناناپذیری دیجیتال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن