ترجمه "immortal" به فارسی

جاویدان, جاوید, ابدی بهترین ترجمه های "immortal" به فارسی هستند.

immortal adjective noun دستور زبان

One that is not susceptible to death. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاویدان

    noun

    one that is not susceptible to death

    David wished to immortalize that feat of prowess.

    داوید خواسته این شجاعت نظامی رو در دنیا جاویدان بک نه.

  • جاوید

    adjective noun

    I shall never involve Meggie in anything which might endanger her immortal soul.

    هرگز کاری نمیکنم که روح جاوید مگی در خطر قرار گیرد.

  • ابدی

    adjective

    for some few fleeting moments, feel the cool dew of the life immortal on them.

    تا چند لحظه زودگذر خنکی ژاله زندگی ابدی را بر آنها احساس کنند

  • ترجمه های کمتر

    • فنا ناپذیر
    • جاودان
    • نامیرا
    • جاودانی
    • همیشگی
    • خدا
    • امرداد
    • پایا
    • پرآوازه
    • پردوام
    • لایزال
    • پاینده
    • (جمع) خدایان یونان و روم باستان
    • جاوید نام
    • دارای شهرت ابدی
    • مرگ ناپذیر
    • موجود جاوید
    • نا اسپر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " immortal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Immortal

Immortal (Highlander) [..]

+ اضافه کردن

"Immortal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Immortal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "immortal" با ترجمه به فارسی

  • گارد جاویدان
  • ابدی کردن · انوشه کردن · جاودانه کردن · جاوید نام کردن · جاوید کردن · شهرت ابدی دادن به · فناناپذیر کردن · نامیر کردن
  • ابدیت · بقا · بی زوالی · جاویدانی · فناناپذیری · نامیرایی
  • اعتقاد به ماندگاری روح
  • بسیار · بطور باقی · بطور فنا ناپذیر · تا جاودان · تا جاویدان · همیشه
  • اعطای نام یا شهرت جاودانی · بقا · جاوید سازی
  • فناناپذیری دیجیتال
اضافه کردن

ترجمه های "immortal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه