ترجمه "immorally" به فارسی

از ازروی بد اخلاقی, بر خلاف اخلاق بهترین ترجمه های "immorally" به فارسی هستند.

immorally adverb دستور زبان

In an immoral manner, not morally, wrongly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از ازروی بد اخلاقی

  • بر خلاف اخلاق

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " immorally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "immorally" با ترجمه به فارسی

  • اهریمنی · بد اخلاق · بدجنس · بدسرشت · بدمنش · بدمنشانه · بی عفت · خلاف اخلاق · دژخوی · رذل · غیراخلاقی · منافی عفت · نافرخوی · هرزه
  • اخلاق ستیزی · بدمنشی · بی عفتی · دژخویی · عمل منافی عفت · فساد · فساد اخلاقی · لغزش اخلاقی · نا نجیبی · نافرخویی · گناه
اضافه کردن

ترجمه های "immorally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه