ترجمه "impedance" به فارسی
مقاومت ظاهری, امپدانس الکتریکی, امپدانس بهترین ترجمه های "impedance" به فارسی هستند.
impedance
noun
دستور زبان
(physics) A measure of the opposition to the flow of an alternating current in a circuit; the aggregation of its resistance, inductive and capacitive reactance. Represented by the symbol Z. [..]
-
مقاومت ظاهری
nounphysics, measure of opposition to flow of current
-
امپدانس الکتریکی
intensive physical property
-
امپدانس
-
ترجمه های کمتر
- (برق) جلوگیری
- (صدارسانی) نسبت رسانش
- قابلیت مقاومت
- مقاومت مرکب
- مقاومت ویژه
- پاگیری (که برحسب ohm اندازه گیری می شود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impedance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impedance" با ترجمه به فارسی
-
امپدانس مشخصه
-
(از پیشرفت) جلوگیری کردن · بندیدن · به تاiخیر انداختن · دامنگیر شدن · درنگاندن · ممانعت کردن · پاگیر شدن
-
تطبیق (مچینگ) امپدانس
-
باز داشتن، مانع شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن