ترجمه "impedimenta" به فارسی
سربارها, پابندها, (چیزهایی که جلوی پیشرفت یا سرعت یا انجام کار را بگیرد) موانع بهترین ترجمه های "impedimenta" به فارسی هستند.
impedimenta
noun
دستور زبان
Equipment intended for an activity that serves as more of a hindrance than a help [..]
-
سربارها
-
پابندها
-
(چیزهایی که جلوی پیشرفت یا سرعت یا انجام کار را بگیرد) موانع
-
ترجمه های کمتر
- بار و بنه
- توشه سفر
- خرت و پرت
- موانع قانونی
- چیزهای دست و پا گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impedimenta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Impedimenta
Character of the Asterix comic strips, the wife of chief Vitalstatistix
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Impedimenta" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Impedimenta در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن