ترجمه "impede" به فارسی
بندیدن, درنگاندن, (از پیشرفت) جلوگیری کردن بهترین ترجمه های "impede" به فارسی هستند.
impede
verb
دستور زبان
to get in the way of; to hinder [..]
-
بندیدن
-
درنگاندن
-
(از پیشرفت) جلوگیری کردن
-
ترجمه های کمتر
- به تاiخیر انداختن
- دامنگیر شدن
- ممانعت کردن
- پاگیر شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impede " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Impede
-
باز داشتن، مانع شدن
عباراتی شبیه به "impede" با ترجمه به فارسی
-
امپدانس مشخصه
-
(برق) جلوگیری · (صدارسانی) نسبت رسانش · امپدانس · امپدانس الکتریکی · قابلیت مقاومت · مقاومت ظاهری · مقاومت مرکب · مقاومت ویژه · پاگیری (که برحسب ohm اندازه گیری می شود)
-
تطبیق (مچینگ) امپدانس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن