ترجمه "incompact" به فارسی

نامحکم, سرهم بندی شده, شل و ول بهترین ترجمه های "incompact" به فارسی هستند.

incompact adjective دستور زبان

Not compact; not having the parts firmly united; incoherent or loose.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامحکم

  • سرهم بندی شده

  • شل و ول

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incompact " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incompact" با ترجمه به فارسی

  • بهم نچسبیدگی · ول بودن · ولی · گشادی از هم
اضافه کردن

ترجمه های "incompact" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه