ترجمه "incompetence" به فارسی

بی لیاقتی, بی کفایتی, ناشایستگی بهترین ترجمه های "incompetence" به فارسی هستند.

incompetence noun دستور زبان

Inability to perform; lack of competence; ineptitude. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی لیاقتی

  • بی کفایتی

    noun

    Occasional incompetence may be overlooked, but yours persists at a level worthy of Parliament.

    بی کفایتی گاه به گاه ممکن است نادیده گرفته شود, اما بی کفایتی تو در پارلمان باقی مونده

  • ناشایستگی

  • ترجمه های کمتر

    • نقص
    • نارسایی
    • ناشايستگی
    • بیعرضه
    • نادرستی
    • عدم صلاحیت
    • نا شایستگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incompetence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incompetence" با ترجمه به فارسی

  • ازروی بی لیاقتی · ازروی ناشایستگی · با نداشتن صلاحیت · باعدم صلاحیت
  • یناور رظن زا تيافك یب
  • (حقوق) فاقد اهلیت یا صلاحیت قانونی · (زمین شناسی - در مورد ساختارها و لایه های سنگی) فروریز · آدم بی عرضه (به ویژه به واسطه ی کمبود عقلی) · بی جربزه · بی صلاحیت · بی عرضه · بی مهارت · بی کفایت · تيافك یب · خامدست · سست · ناحاذق · ناشی · نالایق · نامناسب · ناکارآمد
  • ناشی ها
  • بی کفایتی · نا شایستگی · نادرستی · نارسایی · نقص
  • ازروی بی لیاقتی · ازروی ناشایستگی · با نداشتن صلاحیت · باعدم صلاحیت
  • (حقوق) فاقد اهلیت یا صلاحیت قانونی · (زمین شناسی - در مورد ساختارها و لایه های سنگی) فروریز · آدم بی عرضه (به ویژه به واسطه ی کمبود عقلی) · بی جربزه · بی صلاحیت · بی عرضه · بی مهارت · بی کفایت · تيافك یب · خامدست · سست · ناحاذق · ناشی · نالایق · نامناسب · ناکارآمد
  • بی کفایتی · نا شایستگی · نادرستی · نارسایی · نقص
اضافه کردن

ترجمه های "incompetence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه