ترجمه "incompatibilities" به فارسی

عمل سازگاری - عمل همخوانی ترجمه "incompatibilities" به فارسی است.

incompatibilities noun

Plural form of incompatibility. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمل سازگاری - عمل همخوانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incompatibilities " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incompatibilities" با ترجمه به فارسی

  • خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
  • خودنازایی · خودناسازگاري
  • باداشتن منافات · بطور ناجور · بطور ناسازگار
  • (منطق - ریاضی : دو قضیه یا گزاره ای که نمی توانند در آن واحد هر دو درست باشند) متضاد · (پزشکی -داروسازی : دو دارو یا چیز دیگر که نمی توان آنها را با هم آمیخت یا با هم خورد) ضد و نقیض · آدم یا چیز ناسازگار (معمولابه صورت جمع) · بیمورد · متناقص · مغایر · منافی · ناجور · ناسازگار · نامتوافق · نامناسب · ناهمساز · پادکار · کیاگن
  • ناسازگاری گرده
  • تناقض · عدم توافق · منافات · نا استواری · ناجوری · ناسازگاری
  • باداشتن منافات · بطور ناجور · بطور ناسازگار
  • (منطق - ریاضی : دو قضیه یا گزاره ای که نمی توانند در آن واحد هر دو درست باشند) متضاد · (پزشکی -داروسازی : دو دارو یا چیز دیگر که نمی توان آنها را با هم آمیخت یا با هم خورد) ضد و نقیض · آدم یا چیز ناسازگار (معمولابه صورت جمع) · بیمورد · متناقص · مغایر · منافی · ناجور · ناسازگار · نامتوافق · نامناسب · ناهمساز · پادکار · کیاگن
اضافه کردن

ترجمه های "incompatibilities" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه