ترجمه "incomparable" به فارسی
یکتا, بی نظیر, بی همتا بهترین ترجمه های "incomparable" به فارسی هستند.
incomparable
adjective
دستور زبان
So much better than another as to be beyond comparison; matchless or unsurpassed. [..]
-
یکتا
adjective -
بی نظیر
adjectivethe dress was incomparable
لباسش بی نظیر بود،
-
بی همتا
-
ترجمه های کمتر
- بی تا
- بی مانند
- غیر قابل قیاس
- غیر قابل مقایسه
- غیرقابل مقایسه
- قیاس ناپذیر
- مقايسه ناپذير
- منحصر به فرد
- ناهمسنج پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incomparable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incomparable" با ترجمه به فارسی
-
بطور بی مانند · بطور غیر قابل مقایسه
-
بی مانندی · بی نظیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن