ترجمه "indebtedness" به فارسی
بدهکاری, بدهكاري, بدهی بهترین ترجمه های "indebtedness" به فارسی هستند.
indebtedness
noun
دستور زبان
State of owing money; being in debt. [..]
-
بدهکاری
noun -
بدهكاري
-
بدهی
noun
-
ترجمه های کمتر
- قرضداری
- وامداری
- ورشكستگي
- منت
- (مجازی) سپاسمندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indebtedness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indebtedness" با ترجمه به فارسی
-
بدهی مزرعه · عواید مزرعه
-
وامداری متقابل، دین متقابل به یکدیگر
-
گواهی بدهکاری-گواهی بدهکار بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن