ترجمه "indecent" به فارسی

فاحش, زشت, ناشایسته بهترین ترجمه های "indecent" به فارسی هستند.

indecent adjective دستور زبان

not in keeping with conventional moral values; improper, immodest or unseemly [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاحش

    adjective
  • زشت

    adjective

    a man said indecent things to me

    اون مرد به من يک چيز زشتي گفت

  • ناشایسته

  • ترجمه های کمتر

    • قبیح
    • ناشایست
    • جلف
    • هرزه
    • بی ادب
    • بی پرده
    • خارج از نزاکت
    • زننده (از نظر اخلاقی)
    • منافی عفت
    • نا صحیح
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indecent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indecent" با ترجمه به فارسی

  • پیشنهاد بیشرمانه
  • بی حیایی · بی شرمی · بی عفتی · ناشایستگی · نانجیبی · هرزگی · پستی · کار بی شرمانه
  • ازروی بی شرمی · بطور ناشایسته
اضافه کردن

ترجمه های "indecent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه