ترجمه "infringement" به فارسی

تجاوز, تخلف, تخطی بهترین ترجمه های "infringement" به فارسی هستند.

infringement noun دستور زبان

a violation or breach, as of a law [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجاوز

    noun
  • تخلف

    noun

    New York is cracking down on copyright infringement.

    نيويورک داره اقدامات شديدي در مورد تخلف کپي رايت انجام ميده

  • تخطی

    He had infringed the law of the 19th Ventose, year xi.

    از ماده اول قانون مصوب نوزدهم وانت وز سال 11 جمهوری تخطی کرده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • نقص
    • تقلید
    • شکست
    • نقش
    • دغل سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infringement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "infringement" با ترجمه به فارسی

  • (به حقوق دیگران) تجاوز کردن · (قول و قرار یا قانون و غیره را) شکستن · تجاوز کردن · تخطی کردن · تخلف کردن از · زیر پا گذاشتن · ناسازگار بودن · نقض کردن
  • نقض قوانین حق تکثیر
  • تجاوز کننده · تقلیدگر · دغل ساز · شکننده · نقص کننده
  • تجاوز یا تخلف کردن · نقض کردن
  • تجاوز کننده · تقلیدگر · دغل ساز · شکننده · نقص کننده
  • تجاوز یا تخلف کردن · نقض کردن
  • (به حقوق دیگران) تجاوز کردن · (قول و قرار یا قانون و غیره را) شکستن · تجاوز کردن · تخطی کردن · تخلف کردن از · زیر پا گذاشتن · ناسازگار بودن · نقض کردن
اضافه کردن

ترجمه های "infringement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه