ترجمه "inshrine" به فارسی

با حرمت نگاه داشتن, در حکم مزار یا معبد بودن برای, در مزار گذاشتن بهترین ترجمه های "inshrine" به فارسی هستند.

inshrine verb دستور زبان

Archaic form of [i]enshrine[/i].

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • با حرمت نگاه داشتن

  • در حکم مزار یا معبد بودن برای

  • در مزار گذاشتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inshrine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "inshrine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه