ترجمه "insolence" به فارسی
جسارت, گستاخی, اهانت بهترین ترجمه های "insolence" به فارسی هستند.
insolence
verb
noun
دستور زبان
Arrogant conduct; insulting, bold behaviour or attitude. [..]
-
جسارت
nounthat respects insolence even where it pretends to condemn it.
که جسارت را اگر هم در ظاهر محکوم کند در باطن به آن احترام میگذارد.
-
گستاخی
nounThere was an insolence in her tone that peculiarly irritated him.
در لحن گفتارش نوعی گستاخی نهفته بود که او را سخت میآزرد.
-
اهانت
nounI put my request in an absurd, almost insolent form.
من تقاضایم را نامعقول و تقریباً اهانت آمیزی زبان آوردم، دوشیزه ایر.
-
ترجمه های کمتر
- توهین
- قشر
- بی احترامی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insolence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insolence" با ترجمه به فارسی
-
بخش قوسدار کفش (که بخش منحنی و بالاتر از زمین کف پا را می پوشاند) · کف · کفی کفش · کفی کفش (که می توان آن را درآورد و شست یاعوض کرد)
-
ازروی اهانت یا بی احترامی · صبورانه · مغرورانه · گستاخانه
-
(نادر) تحقیرآمیز · برنجی · بی باک · بی حیا · بی شرمانه · بی پروا · دهان دریده · قلب · متمرد · هرزه دهان · وقاحت آمیز · وقیح · وقیحانه · پر غرور و نخوت · پررو · گستاخ · گستاخانه
-
(برای رنگ رفته کردن یا خشکاندن) آفتاب دادن · (زیر نور خورشید) خشکاندن · تابیدن · خورتاب گیری کردن
-
(هواشناسی - میزان تابشگری دریافت شده از خورشید توسط یک سطح) خورتاب گیری · (پزشکی) آفتاب درمانی · آفتاب دادن · تابش آفتاب · خورشید دهی · در معرض نور خورشيد · رجوع شود به sunstroke · زیرآفتاب اندازی · سپیدایی · گرمازدگی
-
(نادر) تحقیرآمیز · برنجی · بی باک · بی حیا · بی شرمانه · بی پروا · دهان دریده · قلب · متمرد · هرزه دهان · وقاحت آمیز · وقیح · وقیحانه · پر غرور و نخوت · پررو · گستاخ · گستاخانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن