ترجمه "insolently" به فارسی
گستاخانه, صبورانه, مغرورانه بهترین ترجمه های "insolently" به فارسی هستند.
insolently
adverb
دستور زبان
In an insolent manner. [..]
-
گستاخانه
Dolokhov slowly straightened his bent knee, looking straight with his clear, insolent eyes in the general's face.
دالوخوف آهسته پاهای خمیدهاش را راست کرد و گستاخانه به صورت ژنرال خیره شد.
-
صبورانه
-
مغرورانه
-
ازروی اهانت یا بی احترامی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insolently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insolently" با ترجمه به فارسی
-
بخش قوسدار کفش (که بخش منحنی و بالاتر از زمین کف پا را می پوشاند) · کف · کفی کفش · کفی کفش (که می توان آن را درآورد و شست یاعوض کرد)
-
(نادر) تحقیرآمیز · برنجی · بی باک · بی حیا · بی شرمانه · بی پروا · دهان دریده · قلب · متمرد · هرزه دهان · وقاحت آمیز · وقیح · وقیحانه · پر غرور و نخوت · پررو · گستاخ · گستاخانه
-
(برای رنگ رفته کردن یا خشکاندن) آفتاب دادن · (زیر نور خورشید) خشکاندن · تابیدن · خورتاب گیری کردن
-
اهانت · بی احترامی · توهین · جسارت · قشر · گستاخی
-
(هواشناسی - میزان تابشگری دریافت شده از خورشید توسط یک سطح) خورتاب گیری · (پزشکی) آفتاب درمانی · آفتاب دادن · تابش آفتاب · خورشید دهی · در معرض نور خورشيد · رجوع شود به sunstroke · زیرآفتاب اندازی · سپیدایی · گرمازدگی
-
(نادر) تحقیرآمیز · برنجی · بی باک · بی حیا · بی شرمانه · بی پروا · دهان دریده · قلب · متمرد · هرزه دهان · وقاحت آمیز · وقیح · وقیحانه · پر غرور و نخوت · پررو · گستاخ · گستاخانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن