ترجمه "insolent" به فارسی
گستاخ, وقیح, گستاخانه بهترین ترجمه های "insolent" به فارسی هستند.
insolent
adjective
noun
دستور زبان
cheeky [..]
-
گستاخ
adjectiveWiggins, why do you think those insolent heathens attacked us?
ويگينز ، فکر ميکني چرا اون بت پرست هاي گستاخ به ما حمله کردن ؟
-
وقیح
Whereupon this insolent being, who, doubtless, had a right to be insolent
این مرد وقیح، که حقا هم باید همین طور میبود،
-
گستاخانه
Dolokhov slowly straightened his bent knee, looking straight with his clear, insolent eyes in the general's face.
دالوخوف آهسته پاهای خمیدهاش را راست کرد و گستاخانه به صورت ژنرال خیره شد.
-
ترجمه های کمتر
- پررو
- وقیحانه
- قلب
- متمرد
- برنجی
- (نادر) تحقیرآمیز
- بی باک
- بی حیا
- بی شرمانه
- بی پروا
- دهان دریده
- هرزه دهان
- وقاحت آمیز
- پر غرور و نخوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insolent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insolent" با ترجمه به فارسی
-
بخش قوسدار کفش (که بخش منحنی و بالاتر از زمین کف پا را می پوشاند) · کف · کفی کفش · کفی کفش (که می توان آن را درآورد و شست یاعوض کرد)
-
ازروی اهانت یا بی احترامی · صبورانه · مغرورانه · گستاخانه
-
(برای رنگ رفته کردن یا خشکاندن) آفتاب دادن · (زیر نور خورشید) خشکاندن · تابیدن · خورتاب گیری کردن
-
اهانت · بی احترامی · توهین · جسارت · قشر · گستاخی
-
(هواشناسی - میزان تابشگری دریافت شده از خورشید توسط یک سطح) خورتاب گیری · (پزشکی) آفتاب درمانی · آفتاب دادن · تابش آفتاب · خورشید دهی · در معرض نور خورشيد · رجوع شود به sunstroke · زیرآفتاب اندازی · سپیدایی · گرمازدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن