ترجمه "instanter" به فارسی
فورا, (حقوق) بی درنگ, بدون معطلی بهترین ترجمه های "instanter" به فارسی هستند.
instanter
adverb
دستور زبان
immediately; instantly; without delay [..]
-
فورا
He had received a message from the prince, to whom he had hastened instant he had received it.
در اثنای روز حکمی از پرنس رسیده بود که فورا روانه شده بود.
-
(حقوق) بی درنگ
-
بدون معطلی
Let me go, will you, this minute this instant.
میگذاری الان، بدون معطلی خارج شوم یا نه؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instanter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "instanter" با ترجمه به فارسی
-
پیام فوری آفلاین
-
پیامرسان فوری
-
دَردَم، در یک آن ، در یک لحظه
-
پیشپختکردن
-
همین دم، همین حالا
-
غذاهای فوری
-
قهوه فوری
-
پیام فوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن