ترجمه "interiority" به فارسی

داخلی بودن, درونی بودن بهترین ترجمه های "interiority" به فارسی هستند.

interiority noun دستور زبان

The state or quality of being private or interior to the person [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داخلی بودن

  • درونی بودن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interiority " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interiority" با ترجمه به فارسی

  • معماری داخلی
  • (رشته ی تحصیلی و شغلی) تزیینات داخلی · در آذینگری · درون آذینی · دکور · دکوراسیون داخلی
  • وزارت کشور ایالات متحده آمریکا
  • (طرح ریزی و ساختن داخل بنا که گاهی شامل درون آذینی هم می شود) توکاری · درون آرایی · طراحی داخلی
  • (اندیشه یا ارزش یا انگاره ای را در ضمیر خود جایگزین کردن) نهادی کردن · داخلی کردن · درونی کردن
  • (واقع در داخل سرزمین نه مرزهای آن) درون سرزمینی · اندرون · باطنی · داخل · داخله کشور · داخلی · درون · درون (توپولوژی) · درون سرزمین · درون مرز · درون مرزی · درون کشور · درون کشوری · درونی · درونین (در برابر: برونی exterior) · کنه
  • طراح داخلی
  • وزارت کشور
اضافه کردن

ترجمه های "interiority" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه