ترجمه "interiorize" به فارسی
(اندیشه یا ارزش یا انگاره ای را در ضمیر خود جایگزین کردن) نهادی کردن, داخلی کردن, درونی کردن بهترین ترجمه های "interiorize" به فارسی هستند.
interiorize
verb
دستور زبان
(transitive) To internalize; to bring inside oneself. [..]
-
(اندیشه یا ارزش یا انگاره ای را در ضمیر خود جایگزین کردن) نهادی کردن
-
داخلی کردن
verb -
درونی کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interiorize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interiorize" با ترجمه به فارسی
-
معماری داخلی
-
(رشته ی تحصیلی و شغلی) تزیینات داخلی · در آذینگری · درون آذینی · دکور · دکوراسیون داخلی
-
وزارت کشور ایالات متحده آمریکا
-
(طرح ریزی و ساختن داخل بنا که گاهی شامل درون آذینی هم می شود) توکاری · درون آرایی · طراحی داخلی
-
داخلی بودن · درونی بودن
-
(واقع در داخل سرزمین نه مرزهای آن) درون سرزمینی · اندرون · باطنی · داخل · داخله کشور · داخلی · درون · درون (توپولوژی) · درون سرزمین · درون مرز · درون مرزی · درون کشور · درون کشوری · درونی · درونین (در برابر: برونی exterior) · کنه
-
طراح داخلی
-
وزارت کشور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن