ترجمه "interjectory" به فارسی

معترضه, در میان انداخته, در میان اورده بهترین ترجمه های "interjectory" به فارسی هستند.

interjectory adjective دستور زبان

Having the form of an interjection.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معترضه

  • در میان انداخته

  • در میان اورده

  • صوت دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interjectory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "interjectory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه