ترجمه "interknit" به فارسی

درهم بافتن, همباف کردن (رجوع شود به intertwine) بهترین ترجمه های "interknit" به فارسی هستند.

interknit verb دستور زبان

To knit together; to unite closely; to intertwine.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درهم بافتن

  • همباف کردن (رجوع شود به intertwine)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interknit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "interknit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه