ترجمه "interlace" به فارسی
در هم بافتن, درهم بافتن, درهم ریسیدن بهترین ترجمه های "interlace" به فارسی هستند.
interlace
verb
noun
دستور زبان
A technique of improving the picture quality of a video signal primarily on CRT devices without consuming extra bandwidth. [..]
-
در هم بافتن
-
درهم بافتن
-
درهم ریسیدن
-
ترجمه های کمتر
- هم باف کردن
- هم پیوند کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interlace " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interlace" با ترجمه به فارسی
-
بهم پیچیده · درهم بافته · مشبک · پرگارجای پرگار
-
از هم گذر کننده · درهم پیچیده · متقاطع · پرگار جای پرگار
-
بهم پیچیدگی · تقاطع ع · درهم بافتگی
-
بهم پیچیده · درهم بافته · مشبک · پرگارجای پرگار
-
از هم گذر کننده · درهم پیچیده · متقاطع · پرگار جای پرگار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن