ترجمه "interjection" به فارسی

حرف ندا, ندا, استیضاح بهترین ترجمه های "interjection" به فارسی هستند.

interjection noun دستور زبان

(grammar) An exclamation or filled pause; a word or phrase with no particular grammatical relation to a sentence, often an expression of emotion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حرف ندا

    noun

    an exclamation or filled pause in grammar [..]

  • ندا

    noun proper

    an exclamation or filled pause in grammar

  • استیضاح

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اصوات
    • الحاق
    • صوت
    • مداخله
    • (دستور زبان) واژه ی شگفتی نما
    • (واژه یا عبارت) تعجبی
    • در افکنی
    • دویدن توی حرف دیگران
    • شگفت نما
    • لا افکنی
    • لا پاشی
    • پیش کشیدن (حرف تازه)
    • گریز زدنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interjection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interjection" با ترجمه به فارسی

  • (به عنوان جمله ی معترضه) ذکر کردن · (حرف دیگری را) قطع کردن · (لابلای حرف ها) گفتن · (لابه لای چیزی افکندن یا ریختن) در افکندن · (موضوع یا حرفی را) پیش کشیدن · رجوع شود به interpose · لا افکنی کردن · لا پاشی کردن · مداخله کردن · گریز زدن
  • (دستور زبان) وابسته به واژه ی شگفت نما (یا تعجبی) · دارای واژه یا عبارت درافکنده (interjectory هم می گویند) · درافکنده · شگفت نما(یانه) · معترضه
اضافه کردن

ترجمه های "interjection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه