ترجمه "interpol" به فارسی
اینترپل, پلیس بین المللی, پلیس بینالملل بهترین ترجمه های "interpol" به فارسی هستند.
interpol
-
اینترپل
I'm certain the guy on your left is wanted by Interpol.
مطمعنم اون یارو که طرف چپت بود توسط اینترپل تحت تعقیبه
-
پلیس بین المللی
-
پلیس بینالملل
Interpol is certain she was responsible for the De Beers hijacking.
فرماندهی عالی پلیس بینالملل اطمینان دارد که سرقت الماسهای دو برس کار او بوده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interpol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Interpol
proper
noun
Commonly used name for the International Criminal Police Organization, an international organization facilitating police cooperation. [..]
-
اینترپل
Because these events are very large, Interpol has given arrest warrants against the five suspects.
بخاطر بزرگی حادثه پلیس اینترپل دستور دستگیری پنج مضنون را صادر کرده است.
عباراتی شبیه به "interpol" با ترجمه به فارسی
-
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
-
جستجوی درونیابی
-
درونیابی
-
استیضاح · اصوات · الحاق · تحریف با عبارات تازه بیگانه · درج · درج عبارات تازه یا بیگانه · درونیابی · مداخله
-
(با افزودن واژه یا مطلب متن یا کتاب را تغییر دادن یا بزرگتر کردن یا تحریف کردن) افزودن (به متن) · (در مکالمه) وارد شدن · (ریاضی) درون یابی کردن · (میان حرف دیگران) حرف زدن · تحریف کردن · درون افزایی کردن · درون یافتن · دگرگون شدن · دگرگون کردن · مطلب افزایی کردن · واژ افزایی کردن · گنجاندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن