ترجمه "interpolation" به فارسی

الحاق, درج, درونیابی بهترین ترجمه های "interpolation" به فارسی هستند.

interpolation noun دستور زبان

(mathematics, sciences) the process of estimating the value of a function at a point from its values at nearby points. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • الحاق

    noun
  • درج

    noun
  • درونیابی

    Select the right interpolation method for the desired image quality

    برای تنظیم کیفیت عکس ، روش درون‌یابی درست را برگزینید

  • ترجمه های کمتر

    • استیضاح
    • اصوات
    • مداخله
    • تحریف با عبارات تازه بیگانه
    • درج عبارات تازه یا بیگانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interpolation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "interpolation"

عباراتی شبیه به "interpolation" با ترجمه به فارسی

  • کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
  • جستجوی درونیابی
  • درونیابی
  • اینترپل · پلیس بین المللی · پلیس بینالملل
  • (با افزودن واژه یا مطلب متن یا کتاب را تغییر دادن یا بزرگتر کردن یا تحریف کردن) افزودن (به متن) · (در مکالمه) وارد شدن · (ریاضی) درون یابی کردن · (میان حرف دیگران) حرف زدن · تحریف کردن · درون افزایی کردن · درون یافتن · دگرگون شدن · دگرگون کردن · مطلب افزایی کردن · واژ افزایی کردن · گنجاندن
  • اینترپل
اضافه کردن

ترجمه های "interpolation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه