ترجمه "interradial" به فارسی
(واقع در میان شعاع ها یا اشعه) میان پرتوی, بین شعاعی, میان فروغی بهترین ترجمه های "interradial" به فارسی هستند.
interradial
adjective
دستور زبان
Between the radii, or rays.
-
(واقع در میان شعاع ها یا اشعه) میان پرتوی
-
بین شعاعی
-
میان فروغی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interradial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن