ترجمه "interrelationship" به فارسی
خویشاوندی باهم, قوم و خویشی با یکدیگر بهترین ترجمه های "interrelationship" به فارسی هستند.
interrelationship
noun
دستور زبان
A relationship between multiple things [..]
-
خویشاوندی باهم
noun -
قوم و خویشی با یکدیگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interrelationship " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن