ترجمه "interrex" به فارسی
زمامدار موقت, پادشاه موقت بهترین ترجمه های "interrex" به فارسی هستند.
interrex
noun
دستور زبان
(history) An official in Ancient Rome, who acted as single head of state during the interregnum between two consulates [..]
-
زمامدار موقت
-
پادشاه موقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interrex " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن