ترجمه "interregnum" به فارسی
فترت, مکث, وقفه بهترین ترجمه های "interregnum" به فارسی هستند.
interregnum
noun
دستور زبان
The period of time between the end of a sovereign's reign and the accession of another sovereign. [..]
-
فترت
nounperiod of discontinuity, such as the period of time between the reign of one monarch and the next [..]
Therefore, I saw that here was a sort of interregnum in Providence;
بنابراین متوجه شدم که در این امر نوعی فترت در مشیت اهلی موجود شده است.
-
مکث
-
وقفه
noun
-
ترجمه های کمتر
- باز ایستی
- تعلیق (اندروایی) دولت
- دوران فترت
- دوران فروهشتگی
- دوران میان پادشاهی (دوران بی پادشاهی در میان سلطنت دو نفر)
- فاصله ی زمانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interregnum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن