ترجمه "intimacy" به فارسی
صمیمیت, نزدیکی, رابطه بهترین ترجمه های "intimacy" به فارسی هستند.
feeling or atmosphere of closeness and openness towards someone else, not necessarily involving sexuality [..]
-
صمیمیت
nounfeeling of closeness and openness towards someone else
He never succeeded in restoring the intimacy of his first visit.
اما دیگر موفق نشد آن صمیمیت نخستین دیدار را دوباره زنده کند.
-
نزدیکی
nounfeeling of closeness and openness towards someone else
It was alright till friendship but what is all this intimacy about?
تا زماني که دوستي باشه اشکال نداره اما اين نزدیکی دیگه براي چيه ؟
-
رابطه
nounAnd have you not foresworn intimacy for Lent?
و تو براي دوران روزه بابت رابطه جنسي نامشروع سوگند دروغ ياد نکردي ؟
-
ترجمه های کمتر
- ارتباط
- خصوصیت
- تبحر
- امر
- شناخت
- کار
- عشق
- دمسازی
- همدمی
- رابط
- خلوت
- (جمع) ماچ و بوسه
- آشنایی کامل
- اعمال عاشقانه
- دانش ژرف
- دوستی نزدیک
- رابطه نامشروع
- رابطه ی جنسی نامشروع
- هم رازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intimacy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Intimacy (2001 film)
"Intimacy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Intimacy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.