ترجمه "introvert" به فارسی
(جانورشناسی) درون برگشته کردن, (روان شناسی) درون گرا (در برابر: برون گرا extrovert), (روان شناسی) درون گرا شدن بهترین ترجمه های "introvert" به فارسی هستند.
introvert
adjective
noun
verb
دستور زبان
One who focuses primarily on their own mind, feelings, or affairs. [..]
-
(جانورشناسی) درون برگشته کردن
-
(روان شناسی) درون گرا (در برابر: برون گرا extrovert)
-
(روان شناسی) درون گرا شدن
-
ترجمه های کمتر
- (هر چیز درون پیچیده به ویژه اندام لوله مانند درون پیچیده)درون پیچه
- به طرف درون خم کردن
- درون خم کردن
- درون خماندن
- درون پیچیدن
- درون پیچیده کردن
- درون گرایی کردن
- غلاف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " introvert " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Introvert
-
درونگرا
Introverted, an outsider, unhappy childhood.
درونگرا ، یه بیگانه ، کودکی ناشاد.
عباراتی شبیه به "introvert" با ترجمه به فارسی
-
(روان شناسی) درونگرا
-
بخود برگرداننده · بدرون کشنده
-
(روان شناسی) درونگرا
-
(روان شناسی) درونگرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن