ترجمه "intrude" به فارسی
چپاندن, (با: on یا upon یا in) زور دادن, (خود یا عقاید خود را) تحمیل کردن بهترین ترجمه های "intrude" به فارسی هستند.
intrude
verb
دستور زبان
to enter without permission [..]
-
چپاندن
-
(با: on یا upon یا in) زور دادن
-
(خود یا عقاید خود را) تحمیل کردن
-
ترجمه های کمتر
- (زمین شناسی - گدازه را با فشار به داخل یا میان سنگ ها راندن) گدازه رانی کردن
- (ناخوانده) وارد شدن
- خود را (به زوروارد کردن)
- داخل کردن
- سرزده آمدن
- سرزده وارد شدن
- مخل شدن
- مزاحم شدن
- میان (سخن یا جلسه ی دیگران) پریدن
- وارد کردن
- پیش راندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intrude " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intrude" با ترجمه به فارسی
-
خاطی · خلافکار · سرزده اینده · فضول · متجاوز · مخل · مزاحم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن