ترجمه "intrusiveness" به فارسی

فضولی, دخول سرزده بهترین ترجمه های "intrusiveness" به فارسی هستند.

intrusiveness noun دستور زبان

The quality of being intrusive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فضولی

    noun

    The time has come, I think, to deploy the Top Gear Police Department drone of intrusiveness.

    زمان اون فرا رسیده که پهبادِ فضولی دپارتمان پلیس تاپ گیر رو وارد عملیات کنیم

  • دخول سرزده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intrusiveness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intrusiveness" با ترجمه به فارسی

  • سرزده · فضولانه
  • سامانه تشخیص نفوذ · سیستم جلوگیری نفوذ
  • (زمین شناسی) گدازه رانی · تجاوز · تحمیل · دخالت · زورآوری · سرزده آمدن · غصب · مزاحمت · نفوذ · هجوم · پیش رانی · چپانش
  • (زبان شناسی - افزوده شده بدون دلیل یا سابقه ی تاریخی مانند d در واژه ی spindle) پیش رانده · (زمین شناسی) گدازه رانی شده · تحمیل شونده · مخل · مداخله آمیز · مزاحم · ناخوانده · گدازه رانده
  • (زبان شناسی - افزوده شده بدون دلیل یا سابقه ی تاریخی مانند d در واژه ی spindle) پیش رانده · (زمین شناسی) گدازه رانی شده · تحمیل شونده · مخل · مداخله آمیز · مزاحم · ناخوانده · گدازه رانده
اضافه کردن

ترجمه های "intrusiveness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه