ترجمه "intrusively" به فارسی
سرزده, فضولانه بهترین ترجمه های "intrusively" به فارسی هستند.
intrusively
adverb
دستور زبان
In an intrusive manner; by intrusion. [..]
-
سرزده
Begging your pardon for the intrusion, sir, but did you sleep last night, sir?
ميبخشيد که سرزده وارد شدم قربان ولي اصلا ديشب خوابيديد قربان ؟
-
فضولانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intrusively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intrusively" با ترجمه به فارسی
-
دخول سرزده · فضولی
-
سامانه تشخیص نفوذ · سیستم جلوگیری نفوذ
-
(زمین شناسی) گدازه رانی · تجاوز · تحمیل · دخالت · زورآوری · سرزده آمدن · غصب · مزاحمت · نفوذ · هجوم · پیش رانی · چپانش
-
(زبان شناسی - افزوده شده بدون دلیل یا سابقه ی تاریخی مانند d در واژه ی spindle) پیش رانده · (زمین شناسی) گدازه رانی شده · تحمیل شونده · مخل · مداخله آمیز · مزاحم · ناخوانده · گدازه رانده
-
(زبان شناسی - افزوده شده بدون دلیل یا سابقه ی تاریخی مانند d در واژه ی spindle) پیش رانده · (زمین شناسی) گدازه رانی شده · تحمیل شونده · مخل · مداخله آمیز · مزاحم · ناخوانده · گدازه رانده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن