ترجمه "intubate" به فارسی
(به ویژه پزشکی - لوله وارد مجرا کردن مثلا وارد کردن لوله در حنجره برای تسهیل تنفس) لوله گذاری کردن, لوله گذاردن در, لوله گذاشتن بهترین ترجمه های "intubate" به فارسی هستند.
intubate
verb
دستور زبان
(transitive, medicine) To insert a tube into. [..]
-
(به ویژه پزشکی - لوله وارد مجرا کردن مثلا وارد کردن لوله در حنجره برای تسهیل تنفس) لوله گذاری کردن
-
لوله گذاردن در
verb -
لوله گذاشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intubate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intubate" با ترجمه به فارسی
-
در لوله گذاشتن
-
فرو کردن لوله در حنجره ای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن