ترجمه "intrusion" به فارسی
مزاحمت, نفوذ, دخالت بهترین ترجمه های "intrusion" به فارسی هستند.
intrusion
noun
دستور زبان
The forcible inclusion or entry of an external group or individual; the act of intruding. [..]
-
مزاحمت
Please forgive my intrusion at this late hour.
خواهش ميکنم مزاحمت من رو اين موقع شب ببخشيد.
-
نفوذ
nounThe latter was studied for the eastern sector of the island where saltwater intrusion is significant.
معیار شوری برای بخش شرقی جزیره که نفوذ آبهای شور قابل توجه است مورد مطالعه قرار گرفته است.
-
دخالت
who actually resented this intrusion.
که از این دخالت متنفر بودند.
-
ترجمه های کمتر
- تجاوز
- زورآوری
- چپانش
- غصب
- تحمیل
- هجوم
- (زمین شناسی) گدازه رانی
- سرزده آمدن
- پیش رانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intrusion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intrusion" با ترجمه به فارسی
-
سرزده · فضولانه
-
دخول سرزده · فضولی
-
سامانه تشخیص نفوذ · سیستم جلوگیری نفوذ
-
(زبان شناسی - افزوده شده بدون دلیل یا سابقه ی تاریخی مانند d در واژه ی spindle) پیش رانده · (زمین شناسی) گدازه رانی شده · تحمیل شونده · مخل · مداخله آمیز · مزاحم · ناخوانده · گدازه رانده
-
(زبان شناسی - افزوده شده بدون دلیل یا سابقه ی تاریخی مانند d در واژه ی spindle) پیش رانده · (زمین شناسی) گدازه رانی شده · تحمیل شونده · مخل · مداخله آمیز · مزاحم · ناخوانده · گدازه رانده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن