ترجمه "intruder" به فارسی

مزاحم, مخل, متجاوز بهترین ترجمه های "intruder" به فارسی هستند.

intruder noun دستور زبان

Someone who intrudes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مزاحم

    noun

    Don't let me intrude further on your privacy.

    اجازه بدید که من بیش از این مزاحم حریم خصوصی شما نشم.

  • مخل

    noun
  • متجاوز

    noun

    I have an armed intruder in the house.

    یه متجاوز مسلح به خونه ام وارد شده

  • ترجمه های کمتر

    • فضول
    • خاطی
    • خلافکار
    • سرزده اینده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intruder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Intruder
+ اضافه کردن

"Intruder" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Intruder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "intruder" با ترجمه به فارسی

  • (با: on یا upon یا in) زور دادن · (خود یا عقاید خود را) تحمیل کردن · (زمین شناسی - گدازه را با فشار به داخل یا میان سنگ ها راندن) گدازه رانی کردن · (ناخوانده) وارد شدن · خود را (به زوروارد کردن) · داخل کردن · سرزده آمدن · سرزده وارد شدن · مخل شدن · مزاحم شدن · میان (سخن یا جلسه ی دیگران) پریدن · وارد کردن · پیش راندن · چپاندن
  • (با: on یا upon یا in) زور دادن · (خود یا عقاید خود را) تحمیل کردن · (زمین شناسی - گدازه را با فشار به داخل یا میان سنگ ها راندن) گدازه رانی کردن · (ناخوانده) وارد شدن · خود را (به زوروارد کردن) · داخل کردن · سرزده آمدن · سرزده وارد شدن · مخل شدن · مزاحم شدن · میان (سخن یا جلسه ی دیگران) پریدن · وارد کردن · پیش راندن · چپاندن
اضافه کردن

ترجمه های "intruder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه