ترجمه "irritate" به فارسی

خشمگین کردن, رنجاندن, برانگیختن بهترین ترجمه های "irritate" به فارسی هستند.

irritate verb دستور زبان

(intransitive) To cause or induce displeasure or irritation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشمگین کردن

    verb

    and of Ashley, and she looked at Charles with poorly concealed irritation.

    امّا با شالی و حالا شنیدن آن از دهان چارلز او را سخت خشمگین کرده بود.

  • رنجاندن

  • برانگیختن

  • ترجمه های کمتر

    • پژولیدن
    • آزردن
    • (اندام یا عضله و غیره را) آماسیده کردن
    • (زیست شناسی - اندام یا عضله و غیره را از راه تحریک به کار انداختن) افژولیدن
    • آتشی کردن
    • آزار دادن
    • اذیت کردن
    • تحریک کردن
    • خراش دادن
    • دردناک کردن
    • رنجه داشتن
    • عصبانی کردن
    • متورم کردن
    • متوقف کردن
    • مزاحم شدن
    • هم زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irritate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "irritate" با ترجمه به فارسی

  • تشویش داشتن
  • ابطال · باطل سازی · بطلان · رنجش · رنجیدگی · غیظ · پوچ سازی · پوچی
  • (روان شناسی) تحریک پذیر · (پزشکی - بیش از حد حساس نسبت به هر گونه تحریک) فزون افژول · بدخلق · بی حوصله · تندخو · زودافژول · زودافگار · زودخشم · زودرنج · فزون افگار
  • ازروی تند مزاجی · ازروی تندی · زود غضبانه
  • آزارنده · آزردگر · آزردگی انگیز · آنچه که موجب تحریک و آماس شود · افژولنده · افژولگر · افگارگر · التهاب آور · حساسیت زا · محرک
  • سندرم روده تحریکپذیر
  • آزار دهنده · آزردگر · افژولنده · ایجاد شده توسط آزردگی · فگار انگیز
  • برانگیزنده · برخورنده · خشم اور · رنجاننده · رنجش آمیز · سوزش اور · طاعون زده · محرک · مهیج · پر دردسر · پرزحمت
اضافه کردن

ترجمه های "irritate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه