ترجمه "mains" به فارسی
شاه خط, نیروی برق بهترین ترجمه های "mains" به فارسی هستند.
mains
noun
دستور زبان
(chiefly UK) The domestic electrical power supply. [..]
-
شاه خط
-
نیروی برق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mains " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mains" با ترجمه به فارسی
-
شاه بیت
-
(انگلیسی - محلی) جالب توجه · (برق و غیره) شاه سیم · (خروس جنگی) یک سری مسابقه میان دو خروس · (شعر قدیم) دریا · (قدیمی) سرزمین اصلی · (لوله کشی آب یا گاز و غیره) شاه لوله · (مخفف) mainmast و mainsail · (مهجور) نیرومند · (مهجور) وابسته به سرزمین پهناور یا دریای بزرگ · (مهجور) گستره · اصلی · اقیانوس · جای بزرگ · رود ماین · رودخانه ی ماین (در باختر آلمان) · شور · عمده · قوی · معتنابه · مهشت · مهم · هنگفت 1 · وابسته به یا مجاور دکل اصلی کشتی 0 · پروزی · کابل اصلی
-
(در کشتی های بزرگ چند عرشه ای) عرشه ی اصلی · عرشه ی کشتی
-
(امریکا - خودمانی) خیابان اصلی شهر
-
چراغ جلو
-
سود شخصی · نفع شخصی
-
اصلی
-
(کامپیوتر) حافظه ی اصلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن