ترجمه "mediocre" به فارسی
کممایه, متوسط, معمولی بهترین ترجمه های "mediocre" به فارسی هستند.
mediocre
adjective
noun
دستور زبان
Ordinary: not extraordinary; not special, exceptional, or great; of medium quality; [..]
-
کممایه
having no peculiar or outstanding features
-
متوسط
adjectiveOne did not jump from mediocrity to excellence overnight.
کسی یک شـبه از سـطح مـعمولی و متوسط به سطح عالی پرواز نمیکند.
-
معمولی
Even worse, mediocre people often criticize and denigrate the successful people in their industries.
از این بدتر، اشخاص عادی و معمولی اغلب از اشخاص موفق در صنایع خود انتقاد میکنند.
-
ترجمه های کمتر
- میان
- پش
- وسط
- (تداعی کمی منفی)
- بی تعریف
- بی خاصیت
- میان مایه
- میان گیر
- نه خوب نه بد
- پایین تر یا بدتر از حد معمول
- پیش پا افتاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mediocre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mediocre" با ترجمه به فارسی
-
(تداعی منفی) · آدم میان مایه · آدم کم استعداد · استعداد یا حصول متوسط · اندازه متوسط · عالی نبودن · عمل معمولی که سزاوار تعریف نیست · معمولی یا متوسط بودن · میان مایگی · میانگیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن