ترجمه "meditative" به فارسی

متفکر, تعمقی, غوری بهترین ترجمه های "meditative" به فارسی هستند.

meditative adjective دستور زبان

Of or pertaining to meditation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متفکر

    adjective

    Monte Cristo remained a moment absorbed in deep meditation

    بعد از رفتن آلبر کنت زمانی متفکر ماند.

  • تعمقی

  • غوری

  • ترجمه های کمتر

    • ژرفایشی
    • دوستدار مکاشفه ی مذهبی ژرف اندیش
    • غرق در افکار
    • وابسته به ژرف اندیشی
    • ژرف اندیشانه
    • ژرفایش گرای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " meditative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Meditative

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 45.

+ اضافه کردن

"Meditative" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Meditative در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "meditative" با ترجمه به فارسی

  • اندیشنده · تفکرکننده
  • مراقبه
  • (معمولا جمع) موعظه (نوشتاری یا گفتاری) · اندیشه (های) مذهبی · تعمق · تفکر · تفکر و عبادت · خلسه · راهنمای تفکر و تعمق مذهبی · عبادت · غور · مراقبه · موشکافی · مکاشفه ی مذهبی · ژرف اندیشی · ژرفایش · ژرفایش روحی
  • (معمولا جمع) موعظه (نوشتاری یا گفتاری) · اندیشه (های) مذهبی · تعمق کردن · تفکر و عبادت کردن · در اندیشه فرو رفتن · در بحر تفکر فرو رفتن · در خلسه فرو رفتن · در سر پروراندن · در شگفت ماندن · در پی (کاری یا چیزی) بودن · درصدد بودن · راهنمای تفکر و تعمق مذهبی · عبادت کردن · غور کردن · نشخوار کردن · نقشه کشیدن (درفکر) · ژرف اندیشی کردن · ژرفایش کردن
  • (معمولا جمع) موعظه (نوشتاری یا گفتاری) · اندیشه (های) مذهبی · تعمق کردن · تفکر و عبادت کردن · در اندیشه فرو رفتن · در بحر تفکر فرو رفتن · در خلسه فرو رفتن · در سر پروراندن · در شگفت ماندن · در پی (کاری یا چیزی) بودن · درصدد بودن · راهنمای تفکر و تعمق مذهبی · عبادت کردن · غور کردن · نشخوار کردن · نقشه کشیدن (درفکر) · ژرف اندیشی کردن · ژرفایش کردن
اضافه کردن

ترجمه های "meditative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه