ترجمه "mediocrity" به فارسی

میانگیری, (تداعی منفی), آدم میان مایه بهترین ترجمه های "mediocrity" به فارسی هستند.

mediocrity noun دستور زبان

(now rare) The quality of being intermediate between two extremes; a mean. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میانگیری

  • (تداعی منفی)

  • آدم میان مایه

  • ترجمه های کمتر

    • آدم کم استعداد
    • استعداد یا حصول متوسط
    • اندازه متوسط
    • عالی نبودن
    • عمل معمولی که سزاوار تعریف نیست
    • معمولی یا متوسط بودن
    • میان مایگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mediocrity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mediocrity" با ترجمه به فارسی

  • (تداعی کمی منفی) · بی تعریف · بی خاصیت · متوسط · معمولی · میان · میان مایه · میان گیر · نه خوب نه بد · وسط · پایین تر یا بدتر از حد معمول · پش · پیش پا افتاده · کممایه
اضافه کردن

ترجمه های "mediocrity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه