ترجمه "nook" به فارسی
کنج, گوشه, استانه بهترین ترجمه های "nook" به فارسی هستند.
nook
noun
دستور زبان
A small corner formed by two walls; an alcove or recess or ancone. [..]
-
کنج
small corner formed by two walls
This was sung in a cellar or in a nook of the forest while cutting a man's throat.
این در حالتی خوانده میشد که مردی را در قعر غازی یا در کنج بیشهیی خفه میکردند.
-
گوشه
nounNo. But I could hide you in a small, dark nook
نه، اما می تونم تو گوشه تاریکی قایتمون کنم
-
استانه
-
ترجمه های کمتر
- گرنج
- خلوتگاه
- (به ویژه دراتاق) گوشه
- کنج خلوت
- گوشه ی عزلت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nook " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن