ترجمه "ordinal" به فارسی
ترتیبی, اردینال, دهنادی بهترین ترجمه های "ordinal" به فارسی هستند.
ordinal
adjective
noun
دستور زبان
Of a number, indicating position in a sequence. [..]
-
ترتیبی
adjective -
اردینال
-
دهنادی
-
ترجمه های کمتر
- وضعی
- رتبه ای
- عدد ترتیبی (ordinal number هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ordinal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ordinal" با ترجمه به فارسی
-
(کلیسا) نامزد سازی کشیش · انتصاب · فرمان · مراسم انتصاب کشیش · کهنوت · گمارش کشیش
-
اعداد ترتیبی
-
مقیاس ترتیبی
-
(ریاضی) عرض · رست · عرض
-
(آمریکا-حقوق) قانون منع مراجعه به منازل مردم و در زدن به منظور فروش کالا یا خدمات
-
(ریاضی) عدد ترتیبی · شمار دهنادی (مثلا: دهم tenth یا دوم second یا صدم hundredth) (در برابر: عدد اصلی cardinal number) · عدد ترتیبی · عدد تریبی
-
دستگاه مختصات
-
(جمع) مقررات (به ویژه وابسته به شهرداری) · انتصاب · حکم · خواسته ی سرنوشت یا خدا · رسم (به ویژه مذهبی) · عرف · فرمان · فرمایش · قانون · قضا و قدر · مشیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن