ترجمه "partisan" به فارسی
پارتیزان, پارتیزانی, حامی بهترین ترجمه های "partisan" به فارسی هستند.
partisan
adjective
noun
دستور زبان
An adherent to a party or faction. [..]
-
پارتیزان
nounmember of an irregular military force
hunting and hiding in the Bosnian hills to the north with Tito's partisans.
که در تپههایبوسینا مخفی میشد و تیراندازی میکرد و همراه با پارتیزان تیتو به سمت شمال میرفت.
-
پارتیزانی
The partisan warfare flamed up most fiercely in the latter days of October.
روزهای آخر ماه اکتبر گرمترین دوره جنگهای پارتیزانی بود.
-
حامی
noun
-
ترجمه های کمتر
- چریک
- چریکی
- (سده ی شانزدهم) تبرزین دسته بلند
- (هواداری) کورکورانه
- تعصب آمیز
- جنگجوی غیرنظامی
- حامی از جان گذشته
- طرفدار دوآتشه
- هوادار پر و پاقرص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " partisan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Partisan
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Partisan" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Partisan در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "partisan"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن