ترجمه "partisanship" به فارسی
طرفداری, طرفدارى, هواخواهی بهترین ترجمه های "partisanship" به فارسی هستند.
partisanship
noun
دستور زبان
An inclination to be partisan or biased; partiality [..]
-
طرفداری
This is the most negative partisanship election in American history.
این بدترین طرفداری منفی در تاریخ انتخابات آمریکاست.
-
طرفدارى
-
هواخواهی
-
ترجمه های کمتر
- تعصب
- حمایت
- غیرت کشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " partisanship " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن